دیگر در این وبلاگ نخواهم نشود
مثل وبلاگ قبلی ام
و یا
وبلاگ قبلی ترم
می خواهم باز ناشناس باشم…
متشکرم از اینکه در این 7 سال مرا ساپورت کردید
دیگر در این وبلاگ نخواهم نشود
مثل وبلاگ قبلی ام
و یا
وبلاگ قبلی ترم
می خواهم باز ناشناس باشم…
متشکرم از اینکه در این 7 سال مرا ساپورت کردید
اگر تا به حال بوده ایم بعد از اینهم خواهیم بود … تو را بخاطرنوشته هایت نیست که می خوانیم . «تو» را می خوانیم دوست من . هرجا می خواهی بنویس اما گاهی خبری از خودت بده.
نمی دونم چی بگم! انتظارش رو نداشتم. فقط می دونم که نگرانتم. خیلی.
این دیگه چه بساطیه… ناشناس باشی که چی؟ خب ما دلمون برات تنگ میشه. این پیوند های درونی که با خواندن وبلاگ ها به وجود میاد رو نمیشه به این سادگی ندیده گرفت… میشه؟ … از همه مهم تر اینکه اگه ننویسی من چه جوری بفهمم تو کی میای که باقالی پلو درست کنم برات پس؟……
خیلی کرسکشی
من 4 سال بود دنبالت میگشتم تازه پیدات کرده بودم
من هنوزم اون متن پاییز عوضی رو از حفظم